خزرنومه

توهین به فرهنگ مازندران در سریال شهریار

  

شب جمعه این هفته 23 فروردین 87، شاهد پخش قسمت دیگری از سریال شهریار ساخته کمال تبریزی بودیم که دیدن صحنه هایی از توهین به فرهنگ یک ملت، موجب آزردگی خاطر مردم فرهنگ دوست مازندران شد.گویی به نظر می رسد کارگردان توانمندی چون کمال تبریزی که آثار بسیاز زیبا و جذابی را از او در تلویزیون شاهد بوده ایم، برای پیشبرد سریال خود نیازمند آن است در هر قسمت به فرهنگ یا شاعر یک دیار توهین کند تا خود را فردی توانمند نشان دهد. و این جای بسی تاسف است.یکی از قواعد فیلم نامه نویسی آن است که قسمتی از فیلم نامه که چندان کمکی به پیشبرد داستان فیلم نامه نمی کند اگر حذف شود لطمه ای به فیلم نخواهد زد. لذا حذف قسمت مربوط به سفر شهریار به یوش و دیدار او با نیما یوشیج، حتی اگر صحت هم داشته باشد ضروری می‌نمود و نیازی به نمایش آن نبود و باید حرمت هر دو شاعر بزرگ حفظ می شد.اما نشان دادن این رفتار از شاعری چون نیما، روستازاده ای مازندرانی که دیارش در مهمان نوازی شهره آفاقند، بسیار بعید می رسد و این کار نشان دهنده غرض ورزی کارگردان و دشمنی او با مازندرانی هاست که در دو بخش از این سریال یکی در ازدواج ثریا با چراغعلی و دیگری در دیدار شهریار با نیما نمود پیدا کرده است.اما آن چه از این قضیه برداشت می توان کرد این است که نویسنده و یا کارگردان این مجموعه که سابقه توهین به دیگر نویسندگان و شعرا همچون عارف قزوینی و ایرج میرزا را در این سریال دارد،  این بار به سراغ توهین به فرهنگ مازندران رفته و تیرش را به سوی پدر شعر نوی ایران و مردم فرهنگ دوست و میهمان نواز مازندرانی نشانه گرفته و آن ها را تحقیر و توهین می کند.هر چند شهریار شاعری بزرگ و مورد احترام همه ملت ایران است، اما شعرای دیگری هم بوده اند که کمتر از او نبوده و نباید به بهانه بزرگداشت او، به دیگران توهین شود.طبق کدام استناد برخورد نیما با او به حدی زشت و زننده و به دور از اخلاق بوده که یادداشت او را برای ملاقات با کسی که از دیار دور برای دیدن او به روستایش آمده پاره می کند و او را نمی پذیرد. چنین رفتاری به دور از شان یک ایرانی و به ویژه یک مازندرانی است، آن هم کسی که خود اهل شعر و فرهنگ است و عاشق فرهنگ دوستان، آن قدر دور از ذهن است که بیشتر به نظر می رسد نویسنده برای بزرگ جلوه دادن شهریار، به کوچک کردن نیما و دیگر بزرگان ادب توسل جسته است. دیگر این که آنچه در زندگی نیما به صورت مستند ثبت شده نشان می دهد که او فردی مبادی آداب بوده و به تازه کارها و جوانان کمک می کرده است. اما در زندگی شهریار هم در هیج کجا ثبت نشده که او سفری به دیار نیما یوش- داشته و چنین برخوردی با او انجام شده است.توهین به بخشی از جامعه ایرانی، توهین به کل مردم ایران است. چرا کارگردان خوشنامی مانند کمال تبریزی به خود اجازه می دهد در یک رسانه ملی آن هم با میلیون ها نفر مخاطب، به مردم فهیم و فرهنگ استانی دیگر توهین کند؟چرا مسولین صدا و سیما اجازه می دهند اینگونه به فرهنگ مردم این دیار که فردوسی شاعر نامدار ایرانی در رثای آن گفته که مازندران شهر ما یاد باد، بر و بومش همیشه آباد باد و با آن همه شخصیت تاثیر گذار در تاریخ ایران زمین توهین شود؟اما گفته نیما که "من مخالف بسیار دارم.این بار سال ها پس از درگذشت او توسط یکی از اهالی سینما، همین مدعیان فرهنگ، به اثبات رسیده است.چقدر زیبا حافظ فرموده که:
جنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه
چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند
 یا در شعر قایق، نیما یوشج چنین سروده است:با سهوشانمن سهو می‌خرماز حرفهای کامشکن‌شانمن درد می‌بَرمخون از دورن دردم سرریز می‌کند!من آب را چگونه کنم خشک؟

نوشته شده توسط شعبان آزادی کناری-مهری کاظمی هریکندئیShakerin2003@yahoo.com-harikandeh2000@yahoo.com

نویسنده : مهدی قجری کناری : ٦:٥٠ ‎ق.ظ ; ٢٦ فروردین ۱۳۸٧
Comments نظرات () لینک دائم