صفحه نخست
آرشیو من
تماس با من
نویسنده مهدی قجری کناری
آرشیو وبلاگ
اردیبهشت ٩۱
فروردین ٩۱
اسفند ٩٠
بهمن ٩٠
دی ٩٠
آذر ٩٠
آبان ٩٠
مهر ٩٠
شهریور ٩٠
امرداد ٩٠
تیر ٩٠
خرداد ٩٠
اردیبهشت ٩٠
فروردین ٩٠
اسفند ۸٩
بهمن ۸٩
دی ۸٩
آذر ۸٩
آبان ۸٩
مهر ۸٩
شهریور ۸٩
امرداد ۸٩
تیر ۸٩
خرداد ۸٩
اردیبهشت ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
بهمن ۸۸
دی ۸۸
آذر ۸۸
آبان ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
فروردین ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
خرداد ۸٦
فروردین ۸٦
آذر ۸٥
لینک ها
فريدونکنارشهر مرواريد سياه درنای سفيد و طلای زنده
نگاهی به روزنامه های کشور
فريدونکناريهای مهاجر
روزنامه نگار فریدونکناری
اتاق اقتصاد
عاشق تر از همیشه
انجمن پیشرفت و توسعه فریدونکنار
میهن پرست- فریدونکناریهای منتقد
سایت کانون فریدونکناریها
لنگرگاه
وبلاگ فارسی
ليست وبلاگ هاي فارسي
اخبار ICT
تالارهاي گفتگو
آمار وبلاگ 
خروجی وبلاگ
لوگو دونی
طراح قالب
| رئیس اداره ورزش و جوانان فریدونکنار گفت: تیم فوتسال بانوان فریدونکنار در دیداری دوستانه برابر تیم فوتسال بابل به پیروزی رسید. | |
|
فرشید قدیمی در گفتگو با مهر افزود: تیم فوتسال بانوان فریدونکنار موفق شد مقابل تیم فوتسال دانش آموزی بابل با نتیجه هشت بر سه به پیروزی دست یابد. وی از درخشش کشتی گیران پیشکسوت شهرستان فریدونکنار در قهرمانی مازندران نیز خبر داد و اظهار داشت: کشتی گیران آزادکار فریدونکنار در مقطع سنی بزرگسالان با کسب چهار مقام اولی بر سکوی سوم قهرمانی مازندران برای مسابقات انتخابی قهرمانی کشور ایستادند. رئیس اداره ورزش و جوانان فریدونکنار تصریح کرد: موسی قربانی، حمید ربیعی، علی کریمی و بهزاد نعمتیان موفق شدند بر سکوی اول مازندران قرار گیرند. وی ادامه داد: تیم دانش فریدونکنار توانست در مسابقه نیمه نهایی استان برابر نساجی قائم شهر به پیروزی دست یابد. قدیمی گفت: گروه کوهنوردی عبرت فریدونکنار متشکل از 40 کوهنورد در یک کوهپیمایی گروهی به قله امامزاده قاسم واقع در منطقه لهاش شهرستان آمل صعود کردند. |
پيام هاي ديگران () | ۱۳٩۱/٢/٢٥ - مهدی قجری کناری |لینک به نوشته

مدیر آموزش و پرورش فریدونکنار از کمبود جدی فضاهای آموزشی پرورشی در این شهرستان خبر داد.

سید علی محمدی در گفتگو با فارس اظهار داشت: علیرغم تلاش دولت نهم و دهم، شهرستان فریدونکنار با کمبود جدی فضای آموزشی روبهرو است.
وی خاطرنشان کرد: در بحث ساخت و ساز قدمهای خوبی برداشته شده است و از مجموع 8 هزار دانشآموز در حال تحصیل فریدونکناری، 5 هزار نفر در محدوده سرزمین یک کیلومتر و 3 هزار نفر نیز در حدود چهار کیلومتر محدوده تردد دارند.
مدیر آموزش و پرورش فریدونکنار با اشاره به اینکه شاهد همه خدمات دولت و تلاش خیرین در سطح شهرستان هستیم، بیان داشت: در شرق و غرب فریدونکنار دو مدرسه دوشیفته داریم در صورتی که 90 درصد مدارس استان تک شیفته هستند.
به گفته محمدی، شهرستان فریدونکنار جزو سه منطقه به همراه قائمشهر و نکا است که مدارس دوشیفته دارد.
وی با بیان اینکه خیرین باید به مدد آموزش و پرورش بیایند، یادآور شد: مدارس خاص ما از جمله مدارس شاهد که فعالیت بسیار خوبی دارند با مشکل مواجه هستند.
محمدی ادامه داد: سال 89 پیش مجوز احداث یک مدرسه شاهد را گرفتیم که فعالیت بسیار خوبی دارند و با عنایت ویژه مقام عالی وزارت مجوز سه مدرسه شاهد ابتدایی و راهنمایی دریافت شد، اما متاسفانه فضای آموزشی نداریم.
رئیس اداره آموزش و پرورش فریدونکنار گفت: به خاطر مشکل فضای آموزشی و نداشتن مدارس خاص، دانشآموزان ما باید به شهرهای همجوار بروند که با مشکلات مادی، اخلاقی و معنوی مواجه میشوند.
پيام هاي ديگران () | ۱۳٩۱/٢/٢٤ - مهدی قجری کناری |لینک به نوشته

فرماندار فریدونکنار گفت: 288 واحد مسکن مهر در شهرستان فریدونکنار معطل پیمانکار پروژه مانده است.

به گزارش فارس علی قاسمی در جلسه شورای اداری شهرستان فریدونکنار اظهار داشت: پروژه 288 واحدی مسکن مهر فریدونکنار قرار بود مهر ماه سال گذشته تحویل داده شود که به خاطر تعلل ادارات آب، برق، گاز و شهرداری و عدم توانایی پیمانکار تاکنون تحویل داده نشده است.
وی افزود: طرح دریا یکی از دغدغههای اصلی ما است و فریدونکنار را بدون دریا نمیتوانیم تعریف کنیم و اگر فوق برنامه ایجاد نکنیم امنیت اخلاقی آن دچار خدشه میشود.
فرماندار فریدونکنار با بیان اینکه دریا یک فرصت و نعمت خداوندی است و درآمد ایجاد میکند، تصریح کرد: دستگاههای فرهنگی و تبلیغی با تجربه سال گذشته با برنامه جامع در طرحهای امسال ورود پیدا کنند.
قاسمی با اشاره به استقرار دفتر میراث فرهنگی در فریدونکنار، تاکید کرد: باید این استقرار امسال در طرح دریا مشهود باشد و به فکر ایجاد آلاچیق و مسائل رفاهی که خود ایجاد اشتغال و درآمدزایی میکند، باشیم.
وی با تاکید بر اینکه به هر کسی که به شهرداری مراجعه کرد مجوز ندهید، عنوان کرد: شهرداری حتماً از متقاضیان ایجاد دکه، خواستار تأیید صلاحیت فردی و اجتماعی از نیروی انتظامی باشد تا دکهها با ایجاد قلیانسرا تبدیل به ناهنجاری نشوند.
این مسئول به شهرداری تاکید کرد: با دست خودتان زمینخوار تربیت نکنید، تا عدهای سودجو به بهانه ایجاد دکه، درختکاری کرده و ادعای مالکیت کنند.
قاسمی با بیان اینکه کارخانه شالیکوبی از استفاده کارگران افغانی خودداری کند، ابراز داشت: 14 شهر ساحلی استان مازندران به سه نقطه شرق، مرکزی و غرب با محوریت شهرهای ساری، بابلسر و چالوس تقسیم شدند که بهصورت کارگروه دغدغههای طرح دریا را رسیدگی و پیگیری میکنند.
فرماندار فریدونکنار همچنین از کلنگزنی پروژه دانشگاه غیرانتفاعی پردیسان این شهرستان خبر داد و متذکر شد: قرار است این پروژه ظرف مدت دو سال به پایان برسد.
وی با اشاره به اینکه کمیته امور شیلاتی و بازار ماهی تشکیل شد، اذعان داشت: رئیس اداره شیلات مسئول این کمیته است و بحث انتقال بازار ماهی از جایگاه فعلی در دستور کار قرار دارد.
پيام هاي ديگران () | ۱۳٩۱/٢/٢٤ - مهدی قجری کناری |لینک به نوشته

رئیس جمعیت هلالاحمر فریدونکنار از انتخاب اعضای شورای اجرایی و بازرسی این نهاد خبر داد.
علیاکبر نوروزی در گفتگو با فارس اظهار داشت: در نودمین سالروز تاسیس جمعیت هلالاحمر جمهوری اسلامی ایران همزمان با هفته هلالاحمر در سراسر کشور در روز جمعه 22 اردیبهشت سال 91 فریدونکناریها نیز با حضوری پرشور و شعور در سومین دوره انتخابات شورای اجرایی و بازرسی جمعیت شهرستان، برگ زرینی دیگر از جنس صلح، انساندوستی و یکپارچگی رقم زدند.
وی افزود: جمعیت زیادی از اعضای جوانان، داوطلبان و امدادگران جمعیت هلالاحمر فریدونکنار پای صندوقهای اخذ رأی انتخابات مجامع جمعیت هلالاحمر با هدف نهادینه کردن مشارکت اعضا و خیرین در این مؤسسه خیریه و نهاد مردمی غیردولتی و حضور برای تصمیمسازی و تصمیمگیری جمعیت حاضر شدند.
این مسئول ادامه داد: پشتوانه خدمات بشر دوستانه هلالاحمر رأی و تصمیم جوانان، امدادگران و داوطلبان هستند که فریدونکناریها نیز با این حرکت عظیم و چشمگیر، تعهد به خیرخواهی و انسان دوستی خود را به اثبات رساندند.
نوروزی تصریح کرد: 16 نفر از متعهدین این شهرستان در این حوزه انتخاباتی برای شورای اجرایی و دو نفر برای بازرسی نامزد شدند.
وی بیان داشت: در پایان مهدی آزادی با 204، ابراهیم صادقیفر با 202، محمدعلی فتحی با 119 و مرتضی نجاتبخش با 106 رای به عنوان اعضای اصلی و ابوالحسن ایزدی فرد با 84 و جلال جلاپور با 83 رای اعضای علیالبدل شورای اجرایی این مجمع شدند.
رئیس جمعیت هلالاحمر فریدونکنار گفت: همچنین محمدعلی مالایی با کسب 156 رای و زهرا اسماعیلی با 133 رای به ترتیب عضو اصلی و علیالبدل بازرسی از سوی اعضا به مدت چهار سال انتخاب شدند.
این مسئول در پایان از همه کسانی که میتوانند با حضور در هلالاحمر نماد نوعدوستی و کمک به مجموعه شوند خواست تا با همکاری، یکدلی و حضور همهجانبه در همه عرصهها بازوان توانمند این جمعیت شوند.
پيام هاي ديگران () | ۱۳٩۱/٢/٢٤ - مهدی قجری کناری |لینک به نوشته

این بار مرگ در خانه یک فوتبالیست فریدونکناری را زد و بازیکن تیم شهرداری فریدونکنار قبل از آن که پزشکان بتوانند وی را نجات بدهند به کام مرگ تلخی فرو رفت. سناریوی مرگ این فوتبالیست هنگامی رقم خورد که وی به همراه سایر بازیکنان تیم در حال بازی فوتبال بود اما ناگهان دچار ایست قلبی شده و به کما رفت.

به گزارش روزنامه ایران عصر روز جمعه هوای مطبوع فریدونکنار فضای مناسبی برای انجام یک بازی جذاب فوتبال ایجاد کرده بود.
بازی از سری مسابقات فوتبال لیگ پیشکسوتان استان مازندران بین فریدونکنار و نوشهر در میان استقبال خوب مردم فوتبالدوست فریدونکنار برگزار می شد.
به گفته فدیمی رئیس اداره تربیت بدنی فریدونکنار در حالی که با پایان نیمه اول بازی دو تیم برای استراحت 15 دقیقه ای به رختکن استادیوم رفته بودند و از آغاز نیمه دوم بازی لحظاتی می گذشت؛ ناگهان باخبر شدیم که یکی از بازیکنان تیم فریدونکنار دچار ایست قلبی شده و وضع خوبی ندارد. با هماهنگی های انجام شده به سرعت وی را سوار آمبولانس کرده و به بیمارستان امام خمینی (ره) انتقال دادیم و با وجود اقدام های پزشکی وی روی تخت بیمارستان از پای درآمد.
بنا بر اظهارات این مقام مسئول در تربیت بدنی فریدونکنار این فوتبالیست علیرضا رضایی نام داشته و از بازیکنان پیشکسوت تیم فوتبال فریدونکنار بوده است. این اظهارات در حالی از سوی مقامات ورزشی فریدونکنار مطرح می شود که بنا بر ادعا های شاهدان عینی حادثه، سوت بازی با حضور تماشاچیان در حالی زده شد که هیچ تیم پزشکی در استادیوم حضور نداشت.
به گفته خبرنگارانی که برای پوشش خبری این رویداد ورزشی به استادیوم رفته بودند، مدیران برگزارکننده، هماهنگی لازم را برای حضور تیم هیات پزشکی استان انجام ندادند و همین اهمال باعث ایجاد حادثه شد.
بر اساس اطلاعات به دست آمده این فوتبالیست حدود 54 ساله از کارکنان شهرداری فریدونکنار بوده و سال های طولانی به این ورزش می پرداخت. به گفته دوستانش وی به عنوان بازیکن تعویضی در دقیقه 55 وارد بازی شده بود و حادثه تنها 10 دقیقه بعد رخ داد. این پیشکسوت فوتبال مازندران 17 سال سابقه فعالیت در رشته ورزشی فوتبال داشت.
گفته می شود مدیران برگزار کننده بلافاصله با آمبولانس 115 تماس گرفتند اما به دلیل این که آمبولانس به ماموریت مشابهی اعزام شده بود، نتوانست بموقع در محل حاضر شود.
بر اساس این گزارش، دوستان این ورزشکار با خودروی شخصی اش او را به نزدیک ترین مرکز درمانی اعزام کردند که موثر واقع نشد و علیرضا رضایی جان باخت.
نزدیک ترین آمبولانس به منطقه بعد از حدود 15دقیقه در محل حاضر شد، در حالی که مصدوم اعزام شده بود. به گزارش خبرنگار شوک در چند سال اخیر مرگ فوتبالیست ها در نقاط مختلف دنیا به یکی از حوادث جنجالبرانگیز تبدیل شده است.
همین چند هفته پیش بود که یک فوتبالیست 25 ساله ایتالیایی هنگام بازی در برابر دیدگان سایر همبازیانش دچار ایست قلبی شده و جان خود را از دست داد.
اما نکته ای که در این میان توجه بیشتری را می طلبد این است که در آن بازی خارجی که دوربین های تلویزیونی بسیاری صحنه وداع بازیکن تیم لیورنو را به تصویر می کشیدند از حضور سریع تیم امدادی بر بالینش نیز تصاویری ارائه دادند که جای هیچ بحثی را نگذاشت اما اگر چیزی که روز جمعه در استادیوم آزادی فریدونکنار رخ داده و بحث هایی که درباره نبود تیم پزشکی و آمبولانس مطرح است واقعیت داشته باشد باید پیگیری های جدی درباره این گونه اهمال و سستی ها صورت بگیرد.
پيام هاي ديگران () | ۱۳٩۱/٢/۱۳ - مهدی قجری کناری |لینک به نوشته

مدیرعامل شرکت آب و فاضلاب آبفای شهری مازندران در بازدید از طرح های آبرسانی شهر فریدونکنار گفت: برای رفع مشکل کم آبی این شهرستان اقدام به احداث خط انتقال به طول دو هزار و 300 متر و به قطر 500 میلیمتر با هدف افزایش توان تأمین به میزان 30 لیتر در ثانیه شده است.

وی با بیان اینکه سه هزار و 500 متر اصلاح شبکه، دو هزار و 900 متر توسعه شبکه و دو هزار و 500 متر لوله گذاری برای آرسانی به مسکن مهر در سال گذشته در فریدونکنار انجام شده افزود: در مجموع 60 لیتر در ثانیه به میزان تأمین اب این شهر افزوده و 10 میلیارد و 900 میلیون ریال برای اجرای این پروژه ها هزینه شده است.
حسین زاده، از حفر و تجهیز یک حلقه چاه با آبدهی بیش از 30 لیتر در ثانیه در سال 91 خبر داد و گفت: با اتمام و بهره برداری از طرح اجرای دوهزار و 400 متر خط انتقال به قطر 315 میلی متر با اعتبار پنج میلیارد و 500 میلیون تومان ضمن استفاده از مخزن و ایستگاه پمپاژ مشکل کمبود آب در شرق شهر فریدونکنار برطرف خواهد شد.
پيام هاي ديگران () | ۱۳٩۱/٢/۱٢ - مهدی قجری کناری |لینک به نوشته

| سرپرست موسسه آموزش عالی پردیسان فریدونکنار گفت: هفت میلیارد تومان به احداث فضای آموزشی دانشگاه پردیسان فریدونکنار اختصاص یافت. | |
|
محمد هادی رجایی در گفتگو با مهر افزود: گسترش فضای آموزشی، کمک آموزشی و اداری موسسه آموزش عالی پردیسان فریدونکنار در زمینی به مساحت 30 هزار متر مربع در حال احداث است. |
پيام هاي ديگران () | ۱۳٩۱/٢/٩ - مهدی قجری کناری |لینک به نوشته

| رئیس امور بهره برداری و توزیع آب شهرستانهای بابلسر و فریدونکنار گفت: نیاز آبی شهرستان فریدونکنار در فصل زراعی جاری برای اراضی کشاورزی، 57 میلیون و 43 هزار لیتر است. | |
|
مهدی نیازی در گفتگو با مهر اظهار داشت: فریدونکنار بیش از سه هزار و 300 هکتار اراضی کشاورزی دارد که این میزان از اراضی کشاورزی از کاری رود تغذیه می شوند. وی افزود: سه هزار و 444 مشترک در این حوزه وجود دارد. نیازی، عمده محصولات کشت شونده در این شهرستان را شالی و مرکبات عنوان کرد و افزود: 40 قطعه آببندان به مساحت 593 هکتار با حجم آبی بیش از 15 میلیون و585 هزار لیتر، بخشی از آب مورد نیاز اراضی کشاورزی این شهرستان را تامین می کنند. رئیس امور بهره برداری و توزیع آب بابلسر و فریدونکنار تاکید کرد: این درحالی است که نیاز آبی این منطقه 57 میلیون و 453 هزار لیتر است. نیازی گفت: با همکاری جهاد کشاورزی به شوراهای اسلامی روستاها جهت صید ماهی از آب بندانها بدون تخلیه آب اطلاع رسانی شده است. وی تاکید کرد: ذخیره سازی آب بندانها به طور کامل انجام گرفته و وضعیت آبی شهرستان بسیار مطلوب تر از سال گذشته است. |
پيام هاي ديگران () | ۱۳٩۱/٢/٤ - مهدی قجری کناری |لینک به نوشته

شمال نیوز: شاید شما تاکنون روایتی این چنین پر افت و خیز را از زبان هیچ رزمندهای نشنیده باشید. حقیقت وجودی انسان در مقابله با مشقت و سختی هاست که ظهور و بروز پیدا میکند، عرصه ظهور و پرورش کمالات انسانی در نبرد نمایان میشود، «علی امانی» بی سیم چی شهید حاج حسین بصیر، قائم مقام «لشکر ویژه خط شکن 25 کربلا»، جانباز شیمیائی، اهل روستای هندو کلاه آمل، چهارده ساله که بود، عازم جبهه شد، تمام سالهای جنگ، بطور مستمر حضور داشت، گلولهها خورد، ترکشهای زیادی بر پیکرش نشست، بیش از پنج بار شیمیائی شد. پس از جنگ، به علت عوارض ناشی از شیمیائی حاد، و جراحتهای بر جای مانده از جنگ بر جسم جانش، تحت درمان مستمر قرار گرفت، هر چند ماهی یک بار بخاطر عوارض خاص... شیمی درمانی میشود، یکی از عوارض شیمی درمانی، پاک شدن بخشی از حافظه انسان است، علی آقای قصه ما، همین روزها تازه از شیمی درمانی برگشته بود که در کنار ریل راه آهن، حاشیه دریای خزر، در یک شب بارانی، با هم به گفتگو نشستیم، صدای تلک تلک قطار، نم نم باران، امواج خروشان دریا، در متن نشسته، علی آقا بخشی از حافظهاش پاک شده و بر همین اصل بخشی از خاطراتش را از یاد برده، میخواهم پوزش ما را بخاطر بی غیرتی آنانی که علی آقا را از یاد بردهاند، و علی آقا خاطراتش را، از ما که دیر به سراغش رفتیم، بپذیرید. خیلی دیر نیست که علی آقای قصه ما پرستو خواهد شد، و آنگاه بهشت...
والفجر 8
گردان یارسول الله(ص) قبل از عملیات «والفجر هشت» راهی در یای خزر شد، مدتی را تحت فرماندهی حاج بصیر، یک دوره فشرده آموزش غواصی را در دریای خزر گذراندیم و سپس از همان جا به جبهه بهمنشیر، در خسروآباد رفتیم. از اولین روزی که پای مان را به بهمنشیر گذاشتیم، به کلی منطقه قفل شد، هیچ یک حق بیرون رفتن از خسرو آباد را نداشتیم، هر که میآمد، دیگر حق بیرون رفتن را نداشت. از شرق گلستان تا مازندران، بچهها حضور داشتند. به لحاظ امنیتی و دور از چشم آواکسها و ماهوارههای جاسوسی آمریکا، در روستای متروکه ی خسروآباد، روبروی «مسجد فاو» در حاشیه نهرجاسم مستقر شدیم. هوش و درایت فرماندهان با ایمان و شجاع «لشکر ویژه خط شکن 25 کربلا»، ضریب امنیت را صد در صد بالا برده است، نیروها توی خانههای قدیمی مستقر، به حدی ضریب امنیت بالاست، از هرکسی سوال کنی، فلانی را میشناسید، فقط میگفتند« نمیشناسم»، هیچ احدی با دیگری، حتی به بهترین دوست خود، کوچک ترین و پیش پا افتاده ترین، اطلاعاتی را نمیداد.
بچهها کاملا راز داری را حفظ میکردند. آنقدر که دوستی به بهترین دوست خودش اعتماد نداشت، نه اینکه بین نیروها نفوذی باشد، فقط به لحاظ اطمیان کامل از امنیت بالا... از این جهت هیچ اطلاعاتی درز نمیکرد، به بهترین دوست خود میگفتی سنگر علی کجاست؟
می گفت: نمیشناسم. نمیدانم، ورد زبان بچهها بود.
آموزش، سخت و نفس گیر آغاز شد، سرمای شدید رودخانه بهمنشیر، استخوان را میترکاند. هر چند نیروهای آموزشی خود شمالی، دریا دیده ولی اینجا یک دنیای دیگری است.
رودخانه بهمنشیر وحشی، با آبهای رونده، شنا کردن در یک وضعیت معمولی، غیر قابل باور است. از این سو، این موضوع، ضریب امنیت عملیات والفجر هشت را برای افشا شدن، به طرز قابل اطمینانی بالا میبرد.
دشمن نیز هرگز به مخیله تاریک خود نمیآورد، ایرانیها، دست به چنین کار دیوانه ائی بزنند. واقعا بچهها مجنون بودند، عاشق و سر پرسودایی از شور شهادت داشتند.
همراه حاج بصیر، میزدیم به آب، با لباس غواصی، بیسیم، اسلحه و تجهیزات کامل برای یک عملیات، پیش تر بچهها به گروهای پانزده نفره انتخاب شدهاند، تا نزدیک دشمن میرفتند و بر میگشتند، مسیری که شب عملیات بچهها را کار بلدتر، مقاوم تر میکند.
باید بچهها عرض رودخانه بهمنشیر را روزی دوبار بروند و برگردند، هیچ یک نمیدانست، عرض روخانه چقدر است. وقتی میگویند روزی دوبار، نشانه اهمیت بالای عملیات است.
رودخانه وحشی، هوا سرد و سوزناک، لباس غواصی، اکثر سن بچهها هم که بین بیست تا بیست و پنج سال بود. یحیی خاکی، شعبان صالحی، وقتی میرفتیم توی آب داندنهای مان میخورد به هم، برای مدتی بدنها بی حس میشد. آب بشدت سرد، جوری که عصبهای حسی را از کار میانداخت. برای لحظاتی فکر میکردی تمام بدنت از فرط سرما لمس شده، بی رمق و بی حس، تنها چیزی که همه بچهها را حرکت میداد، داغ میکرد، گرم میشدیم، توکل به خدا بود. عشق به امام حسین، این عشق بچهها را داغ میکرد و میگداخت.
بچههای که این آموزش سخت را تحمل میکردند، جزو خط شکنهای عملیات محسوب میشوند، توی روستای چوبده، توی نخلستان ها، باید لباس غواصی را میپوشیدیم، حدود صد متری را باید با فین و تجهزیات کامل توی گل و لای طی میکردیم تا برسیم تازه به کنار نهر، باید بچهها فین زدن، نفس کشیدن در آب را یاد بگیرند. از جمع این بچههها بعضیها هم واقعا میبریدند.
خودشان هم نمیخواستند، اما چاره ائی نبود، باید میرفتند، با گریه میرفتند. ابوطالب جلالی بچه کوهستان بهشر، رباط پایش صدمه دید، توی آب پایش میگرفت، محمد زمان کرمی، به حاج بصیر گفت: ابوطالب پایاش زخمی است، شب عملیات میماند، درد سرساز میشود. هر چه به او میگوئیم که در قالب گروه دوم، با قایق بیاید. اصلا قبول نمیکند، میگوید: من تا آخرش هستم. تا آخر جان ایستاده ام.
حاج بصیر چی داشت که بگوید، ابوطالب گفت: حاجی بخدا قسم میخورم اگر بخوام دست پا گیر بشم، دامن گیر رفقا توی آب بشم. خودم را خفه میکنم. قسم میخورم اگر خواستم غرق بشم دست کسی را نگیرم. اصلا من را آب ببرد. گریه افتاد. اشکهایش دل حاج حسین را نرم کرد و ماندگار شد.
وقتی بچهها از آب میآمدند بیرون، قدرت نداشتند، اشنایر و فین، عینک و ماسک غواصی را از خودشان جدا کنند. بچههای تدارکات، توی بشکه آب گرم میکردند، پتو میآوردند، رزمندههای که از آب بیرون میآمدند دست شان را میزدند توی آب گرم بشکه، تا یک ذره حس و حال بگیرند گرم بشوند تا لباس شان را بیرون بیاورند.
حاج بصیر هم توی دهان بچهها خودش عسل میریخت، لیوان چای را میگذاشت جلوی دهانشان بخورند و گرم بشوند. بیش از هفتاد روز آموزش سخت و نفس گیر تمام شد، نیروها به سمت بوفلفل حرکت کردند.
روبروی شهر فاو مستقر شدیم. هوا که داشت تاریک میشد، حاجی به من سه تا نامه حاوی اطلاعات محرمانه داد ببرم برای فرمانده گروهان یک، دو، سه، آقا یحیی خاکی، نژاد بخش، علی اصغر بصیر، بدهم، زود رفتم و زودی برگشتم. فضا عاشورائی شده بود، هر کسی مشغول کاری بود، یکی نماز میخواند، یکی قرآن یکی استغفار میکرد هیچ کسی بیکار نبود، هر کسی به فرا خور حالش و به اندازه ظرفیتش، بچهها چه ادب و معرفتی را از عباس علمدار آموختهاند، حاج حسین بصیر، قبل از هر عملیات با بچهها اتمام حجت میکرد.
با اینکه این بچهها در مدت هفتاد روز توی خسروآباد، آموزش سنگین غواصی را دیدهاند، شب و روز کنار حاج حسین بودند، از آن امتحان سخت و طاقت فرسا رو سفید بیرون آمدند. حاج حسین مثل شب عاشورا ایستاد و گفت: بچهها ما داریم امتحان میشویم، هر کسی گرفتاری دارد، نمیتواند بماند، زندگی دارد، چشم براه دارد برود.
اصلا اجباری نیست. امشب شب عاشوراست. ما باید خودمان را بسپاریم به دست دل مان، بچهها توی لباس غواصی، بین بیست و تا بیست و پنج ساله، انگار همه خوش تیپهای عالم یک جا جمع شدهاند. با حرفهای حاجی میزنند زیر گریه، یک نفر هم نیست که بخواد برگردد.
مگر گریهها بچهها میگذارد که حاج حسین حرفاش را تمام کند، بغض گلوی حاج حسین را هم گرفته بود، میزند زیر گریه، حاجی دیگر نتوانست حرف بزند، حر فی نمانده بود که بزند. هق هق گریهها پاسخ صریح و روشنی بود. بچهها نسبت به عملیات هم توجیع شدند. دیگر کم کم وقت بستن سربندها رسیده. هیبتها واقعا عاشورائی، بچهها یک دیگر را بغل میکردند حلالیت میطلبیدند، تو آغوش یک دیگر زار زار گریه میکنند. آن یکی سربند دیگری را میبست، یکی بین بچهها اسفند دود میکند.
مثل اینکه دامادها را میخواهند از حمام بیرون بیاورند. صورتها همه گل انداخته. وقت وداع است حالا باید آماده رفتن بشویم. حاجی که برای وداع رسید،
بچهها دورهاش کردن، با حاج بصیر یک جور دیگر وداع میکردند.
گریه، گریه به بچهها امان نمیداد.
حال هوائی با صفا و عاشورائی شده بود.
نیروها برای رفتن آماده میشوند، تجهیزات، لباس غواصی، آماده حرکت میشویم. یکی یکی قرآن را میبوسند، از زیر قرآن رد میشوند. «یاعلی مولا» میخوانند، میروند سمت نخلستانهای اروند کنار، همراه حاج حسین کنار ستون میرویم، طولی نمیکشد، میرسیم زیر اسکله، هر گروه پانزده نفره، یک طناب دارند که باید گره بزنند، وارد اروند وحشی بشوند. پیش بینی که برای اروند کردهاند، اینکه آب آرام است، در حالت مد قرار دارد. انشالله در این وضع که آب طغیان ندارد، غواصها براحتی میتوانند از عرض اروند بگذرند.
گروهان یحیی خاکی، علی اصغر بصیر، نژاد بخش، همه استوار، با دلی سرشار از اراده قوی، ایمانی راسخ، میخواهند که دل بسپارند به عشق، تا بخواهد آب جزر و مد بشود، نیروها رسیدهاند آن طرف اروند.
همین طور که پیش بینی شده، حالا آب آرام است. بچهها طنابها را میاندازند، یکی از گروههای پانزده نفره، برای گرفتن گره اول طناب، بحث میکند، ابوطالب جلالی آخر کار خودش را کرد، همه گروهها این مشکل را دارند. گره اول را هر کسی بگیرد، جلوی ستون هست و بیشترین خطر متوجه او میشود.حالا همه برای خطر کردن دعوا میکنند، هر یک از بچهها مدعی است که من اولی هستم.
این نفس دوران است که دارد تکرار میشود. شب عاشورا شده و بچههای عاشق امام حسین(ع) دل میسپارند به شهد شهادت، برای اینکه دل هیچ عاشقی نشکند، یکی از بچهها سربند یازهرا(س)، از پیشانیاش باز کرد و بست به گره اول، حضرت فاطمه الزهراء(س) جلودار نیروها شد.
تعادلی بر قرار گردید، اخمها همه باز شد. دیگر کسی جرات ندارد بگوئید من باید اول باشم. مگر از حضرت فاطمه الزهرا(س) هم میشود جلوتر رفت.
همه گروها، گره اول طناب را سپردند، به دستهای مهربان بانوی هر دو عالم، حضرت زهرا(ص) حال غریبی است، همه بچهها این احساس را دارند، یا بر نمیگردند، یا با بدن خونی برخواهند گشت. بچهها که دل سپردند به عشق و زدند به آب. حدود صد متری که به عمق اروند رفتیم. اروند آرام، ناگهان رودخانه وحشی شد. جوری که در طول تمام مدت آموزش، این حالت وحشیانه را بچهها توی اروند، هرگز ندیدهاند.
رودخانه طغیان کرد. جریان آرام و ساکن آب، دیوانه شد. ناگهان مه سطع رودخانه را پوشاند، نرم نرم روی صورت بچهها میچکد. صدای ابوطالب جلالی است دارد، محمد زمان را صدا میزند، من کارم تمام است، خداحافظ رفقا من رفتم، خدا حافظ... محمد زمان دست ابوطالب را گرفت و حدود صد و پنجاه متری با خودش کشید، اما دیگر او نیز توانش را از دست داد، ابوطلب التماس میکرد که رهایش کند، و رها شد.
همان قولی که به حاج بصیر داده، سرش را میکرد زیر آب تا صدای نالهاش را کسی نشنود. چند دقیقه بعد ابوطالب گفت: خدا حافظ و خودش را سپرد به آغوش اروند و رفت. «تا سال نود هنوز هم بازنگشته است» اروند آغوش باز کرده است و یکی یکی بچهها را به آغوش میکشد، وقتی رودخانه وحشی شد، طغیان کرد. دست بچهها یکی یکی از گرهها کنده شد. صدای ناله بچهها را آب میگرفت و نمیگذاشت به گوش عراقیها برسد. خمود بچهها هم سرشان را فرو میکردن توی آب، آخر این عهدی بود که همه با هم بسته بودیم. همه بچهها هم قسم شدهاند که اگر کسی خواست غرق بشود و خواست فریاد بزند. رفیقاش سرش را فرو کند زیر آب، و این آب وحشی شده جنازه بچههای عاشق را برای ابد برد و خیلیها هرگز برنگشتند.
.هنوز دویست متر به عمق رودخانه نرفته بودیم که جنازه بچهها یکی یکی روی آب شناور شد، از طرفی بچهها تجهیزات سنگینی را با خود حمل میکردند. کوله پشتی مهمات، اسلحه، بیسیم، حدود چهل کیلو وزن دارد، شهید رجبی یک تیربار گرینف با چهار نوار فشنگ سنگین تیربار داشت، بعضیها آرپیجی... هر یک به فرا خور رسته اش، از هر گروه پانزده نفره، تنها هفت یا هشت نفر نتوانستند خودشان را به اسکله برسانند. بقیه همه شهید شدند.
راس ساعت اعلام شده، بچهها رسیدند کنار اسکله، هنوز چند دقیقه به اعلام رمز عملیات مانده است، کنار اسکله، یک عراقی با خیالی آسوده یک دستاش سیگار، یک دست آفتابه، یک اسلحه کلاشینکف روی شانه اش، به سیگارش پک میزند و میآید کنار رودخانه، بی توجه به این همه فریاد و ناله بچهها توی آب، صدای انفجار مین ها، غرش وحشی رودخانه نگذاشته بود که کوچک ترین صدائی به عراقیهای آن سوی اسکله برسد.
بدون کوچک ترین دلواپسی نشست، سیگارش را کنار آب کشید، آفتابهاش را آب پر کرد و رفت، از سینه کش خاکریز بالا رفت و گم شد.
گفتم: حاجی این عراقیها امشب خیلی بیخیالاند، انگار نه انگار، بچهها مون تا چند دقیقه دیگر روی سرشان خراب خواهند شد. حاجی گفت: آنکه باید کور و کرشان کرده باشد، کار خودش را کرده، ما چکاره ائیم. هر گروهان در گروههای بجا مانده از 15 نفر، پشت اسکله، منتظر رمز عملیات هستند.
شب از ساعت ده گذشته، بیسیم رمز را از قرارگاه برای ما میخواند، صدای آن را گذاشتم روی بلندگوی دستی«یا فاطمه الزهراء (ع)» ناگهان دنیائی از آتش و رعب و وحشت روی سر دشمن خالی شد.
گردان خط شکن یارسول الله(ص) هجوم مردانه ائی به دل تاریک دشمن برد، از طرفی هم توپخانه ما با هم آهنگی کامل آتشبازی را آغاز کرد.
گردان خط شکن یا رسول الله(ص) گردان مالک، گردانهای دیگر، حمزه سیدالشهدا به فرماندهی شهید صادق مکتبی و گردان مسلم با کمترین زخمی و شهید یک تخت روی سر دشمن تاختیم.
خط اول شکست، طولی نکشید بچههای شمالی«لشکر ویژه خط شکن 25 کربلا» روبروی مناره فاو مستقر شدند. مرتضی قربانی، شهید صادق مکتبی، شهید محمد رضا عسگری، شهید حاج حسین بصیر پرچم مبارک، «آقا علی ابن موسی الرضا(ع)» را بر مناره فاو برافراشتند.
چنان ضربه هولناکی دشمن خورده، دیگر توان پاتک هم ندارد. سردرگم شده، بچهها سنگرها را پاکسازی کردند، اسرا را بردند عقب، شب دوم خط دوم، شب سوم، خط سوم دشمن را بچهها شکستند.
روز نیروها استراحت میکردند و شبها میرفتیم جلو، روبروی کارخانه نمک، شب سوم بود که ناگهان متوجه شدیم، سمت راست ما کمی جلوتر یک عده بسیجی دارند تکبیر میگویند، همه خوشحال شدیم که نیروهای لشکر امام حسین(ع) به گردان ما الحاق شدهاند، نیروهاخودشان را کشیدند، سمت صدای الله اکبر که با آنها دست بدهند.
حدود پنجاه متری شان، من پشت پای حاج بصیر میدوم، ناگهان حاج حسین ایستاد و داد زد، «ای خدا» اینها دشمناند، بزنیدشان. من گفتم: حاجی، اینها دشمن نیستند، دارند، «یا فاطمه الزهراء(س)» و «الله اکبر» میگویند، گمانم نیروهای لشکر امام حسین(ع) باشند.
حاج بصیر، فریاد کشید: بچهها بهشان مهلت ندید، خودش شروع کرد به تیراندازی، حاجی که گلوله اول را سمت آنها شلیک کرد، چهارلولهای عراقی بود، مثل باران به طرف ما میآمد.
دیگر رسیده ائیم به بیبست متری شان، عراقیها از آرپیچی خیلی میترسند، مخصوصا تانک هاشان که یک آرپیچی شلیک کنید فرار میکنند، درگیری شدید شد، جنگ تن به تن، تا یکی دو ساعت آنقدر تیراندازی کردیم که زمین گیر شدند. نصف آنها را اسیر گرفتیم، رفتیم جلو، شب سردی بود، بچهها نماز صبح را خواندند و مستقر شدیم. هر شب جلو میرویم و روز نیروها هم منطقه را پاک سازی میکنند، دوباره سازماندهی و استراحت، شب ششم عراق پاتک سنگینی کرد. تا رفت صبح بشود، کلی شهید دادیم. جمع زیادی هم مجروح شدند، ارکان گردان بهم ریخت و باید دوباره سازماندهی میشد. صبح ششم حاج بصیر گردان را ساماندهی کرد، از جمع یک گردان، فقط یک گروهان مانده بودیم. بیشتر بچهها شهید و زخمی شده بودند. در طول تمام مدت جنگ این طور ندیده بودم، از پس آن پیروزی شبهای اولیه، فشار شدید دشمن ما را حسابی زمینگیر کرد، قدرت دشمن از لحاظ توان نظامی نسبت به اول عملیات به طور باور نکردنی بالا رفته بود، آنچه که آنها نسبت به ما بیشتر داشتند، آتش سنگینی بود که روی سرما فرو میریخت، آنچه که آنها از آن محروم بودند، ایمان و اراده و شهادت طلبی بود.
حدود ساعت ده صبح بود، یک گروهان از بچههای آمل و بابل و محمود آباد و فریدونکنار به ما ملحق شدند. از این نود نفر، چهل نفرشان آملی بودند، .هوا بشدت سرد شده و باران نرم نرم میبارید، بیشتر منطقه پوشیده از نیزار و مرداب است، .همراه حاج حسین تو یک خاکریز کوچک، با یک سقف حلبی، سر یک سه راهی نشسته ائیم.
حاج بصیر گفت: علی آقا، برو نیروها را مستقر کن بیا. ظهر بود، نهار بچهها کیک و کلوچه، غذای خشک، تنها چیزی که برای بچهها اهمیت نداشت، غذا بود.
سرمای هوا تا مغز استخوان را میترکاند، نه پتوئی، نه سنگری، هر دو سه نفر کنار تلهای خاکی، توی آن سرما خودشان را گلوله کردهاند. تنها مسیر رفت و آمد، یک راه باریک بود، دو طرفاش نیزار، دشمن هم مرتب میکوبید، نیروهای تازه نفس را هم باید میبردم در نقطههای که حاج بصیر گفته، مستقر میکردم.
هنوز چند قدم نرفته بودیم، یک خمپاره نامردانه نشست وسط ستون، هشت رزمنده آملی شهید شدند. باید میرفتیم، کمی جلوتر، دو تا از بچهها را، دو تک تیرانداز بعثی، دو گلوله کاشت وسط پیشانی شان، یک گلوله سهم پیشانی، «شهید اصغری» از بهشر، یک گلوله دیگر سهم پیشانی«شهید احمدی راد»، پدرش دادستان شهر آمل بود.
خیلی از شهدا دو سه بار شهید میشدند. یک بار که شهید میشدن، دوباره و سه باره، خمپاره ائی نزدیک شان منفجر میشد، باز ترکشهای اشقیاء جسم مطهرشان را چند باره میشکافت، این جور امام حسینی شهید شدن است، مانند مقتدایشان که اشقیاء روی تن مبارک اباعبدالله الحسین(ع) اسب میتازاند.
فریاد کشیدم، بچههای که از یک شهر و روستا هستند، یک جا جمع نشوند، پشت سر هم توی ستون نباشند، کسی هم مگر حرف گوش میکرد. میگفتند: این طور شهید شدن کربلائی تر است. عاشقانه تر است، که ما را در شهرمان دست جمعی تشیع کنند،
نیروها را از لابلای گلولههای دوشکاه و ترکش خمپاره بردم جلو مستقر کردم و برگشتم سر سه راهی، یک سنگر کوچک دو نفره، سقفش تکه ائی حلب زنگ زده و سوراخ سوراخ، هوا نرم نرم دارد میبارد. حاج بصیر خودش را جمع کرده، دقیقه به دقیقه وزن کم میکند. خیس و خسته، بیسیم توی دستش، دلگیر و مقتدر نشسته، گفت: چه شد علی آقا؟ گفتم: حاجی بچهها را بردم جابجا کردم، هشت نفر شهید شدن. گوشی بیسیم را چسباند رو پیشانی اش. آرام شروع کرد به گریه، من هم گریه افتادم. یک ساعت نگذشته بود، قاسمی، بیسیمچی تازه نفس، بیسم زد و گفت: علی جان ما رفتیم کربلا. خدا حافظ خدا حافظ. بی سیم خاموش شد. ساعت دو بعد از ظهر، دشمن لحظه به لحظه میکوبد. درگیری شروع شد، یک ساعت میجنگیدیم. دشمن خسته که میشد، سکوتی سخت بر قرار میشد. ما مجبور بودیم که در تیراندازی صرفه جوئی کنیم. بی هدف شلیک نکنیم. مدتی که خستگی عراقیها میریخت، دوباره شروع میکرد، به ریختن آتش، خمپاره میزد، چهارلولها را کاشته بود، توی نیزار مثل قناری چهچه میزد.
نزدیکهای غروب بود که متوجه شدیم ما زمینگیر شدیم و افتاده ایم توی محاصره، شب را به سختی گذراندیم. صبح شد، خمپاره میآمد، پشت سر هم، هر سی ثانیه یک خمپاره میزد، زمستان، هوا سرد، نیزار، بدون آب و غذا افتادیم تو دل دشمن، آنقدر میکوبید که دائم زمین میلرزید. توی آن سنگر کوچک. چشم مان را که میبستیم، اطراف مان را که خمپاره و توپ میزد، حس میکردیم داخل قایق هستیم، انگار این قایق هی ازین پهلو به آن پهلو موج میخورد. زمین موج میخود و سنگر سرگیجه گرفته بود.
غروب روز دوم، هوا داشت تاریک میشد و ذره ذره بی رمق میشدیم. اصلا یک لقمه نان نخورده ائیم. با بی حالی نماز را خواندیم و حاجی شروع کرد به خواندن زیارت عاشورا، یک حس و حال غریبی پیدا کرده بودیم. توی حال خودم بودم که یک خمپاره نشست بیست سانتی جلوی سنگر، «گروپ» نشست توی دل زمین. نگاه کردم، از اطرافش بخار بلند میشد. توی دلم شمردم، یک دو سه، منفجر نشد. سه ثانیه هم طول نکشید، هنوز از فکر اینکه چرا منفجر نشده بیرون نیامدم. خمپاره دوم، خواستم حاج بصیر را از حال درونیاش بیرون بیاورم، دل راه نداد. صبر کردم، چند ثانیه، منجر نشدند، خمپاره سوم درست آمد لب حلب را گرفت بلند کرد، بیست سانتی من خورد، سقف را پرت کرد، خاک و گل ریخت روی سرمان، حاج بصیر گفت: علی آقا چی شد؟
گفتم: حاجی خمپاره سوم. خندید. شوکه نشدیم، حاجی تکان نمیخورد. هم بی حال بودیم از گرسنگی، هم حاجی خیلی صبور بود. خمپاره چهارم خورد نزدیک سنگر، حالا دارم خمپارههای که میآد دور اطراف سنگر را میشمارم. هفت. هشت نه ده یازده.... بیست و یکمی که نشست توی دل زمین، حاجی گفت: چقدر میشمری؟
گفتم: چرا حاجی؟
گفت: فردا جنگ تمام میشه، یادت میمانه، جائی تعریف میکنی، بهت میخندند، خندیم و گفتم: نه حاجی، کجا بود که بمانم، اصلا حاجی این خمپاره چی، فکر کنم مسلمانه!؟
گفت: چرا علی جان؟
گفتم: متوجه شدی، بیست و یکی خمپاره خورد و منفجر نشد، ببین حاجی. گمانم ماسوره خمپارهها را این یارو مسلمانه، نکشیده، حاج حسین مکثی کرد و گفت: نه علی جان، اشتباه میکنی، آنکه نمیخواد، منفجر بشه، نمیزاره منفجر بشه، متوجه شدی علی آقا، اوست که ماسوره را نمیکشه وگرنه علی آقا، این نامردها ماسوره را میکشند.
واقعا همین طور بود، معجره خدا را بارها توی چنین صحنههای غریبی با چشم دیده ام و به حاج بصیر هم اعتماد کامل دارم. شب سوم، واقعا گرسنگی و تشنگی، سرما همه را کلافه کرده، بیشتر زخمیها از شدت درد شهید شدهاند. حاجی ناراحت از اینکه نمیتواند نیروهایش را از محاصره خارج کند. صبح فردای در محاصره، فرمانده عراقی آمد روی فرکانس بیسیم، ما را دعوت به تسلیم کرد و حاجی زد توی دهنش و گفت برو گم بشو لعنتی، حاجی، آنقدر پشت بیسیم با صلابت حرف میزد، عراقیها فکر میکردند، ما را توی ییلاق و قشلاق به محاصره گرفتهاند، آرامشی که خداوند به من و حاج بصیر و نیروهای در محاصره داده بود، توی آن سرمای زیر صفر درجه ی سخت زمستان، بدون پتو و وسایل گرم کننده، زیر باران، گرسنه و تشنه، بدون آب و غذا، حسابی خوش بودیم.
توی یک راس الخطی هستیم که دور تا دورمان عراقیاند، باتلاق است، نمیتوانند جلو بیایند، فقط یک راه دارند، ما داریم سه شبانه روز مقاومت میکنیم، یک جاده باریک، توی نیزار به صورت مثلثی، من و حاجی نوک این کمین در محاصره ائیم، بچههای «گردان یا رسول الله(ص)» کنار یک تپههای کوچک، سنگرهای حفره روباهی کندهاند. بدون سرپناه مقاومت میکنند.
نگاه کردم به حاجی، دیدم تکیه داده به دیواره سنگر، از دهانش خون آمده، از گرسنگی معدهاش خون ریزی کرده، از دست هیچ کدام ما کاری بر نمیآمد. حاجی شبها میرفت روبروی عراقیها ساعتها زیر باران میجنگید.
گفتم: حاجی یک چیزی بخور. سه روزه تو هیچ چیزی نخوردی؟
حاجی با بی حالی نگاهی کرد و لبخندی زد، و گفت: تو خوردی؟ اصلا چیزی هست که بخوریم؟ بچهها چی خوردند؟ سرم را انداختم پائین، چی داشتیم که بدم بخوره، خجالت کشیدم. این سه روز من خودم چند تائی کلوچه خورده بودم، اما حاجی لب به غذا نمیزد، مرتب هم با بیسیم حرف میزد. بی حال و بی رمق شده بود. پوتین حاجی را از پایش در آوردم، پاهای حاجی چند روز توی پوتین جمع شده بود. مثل پائی را که توی گچ گرفته باشند، مچاله شده بود، از سرما خون مرده و لمس شده بود. انگشتان پای حاجی را ماساژ دارم تا یک قدری گرم بشود، حال بیاد. هوا به حدی سرد بود که دست و پای من هم لمس شده بود. حسی دیگر برای هیچ کسی نمانده بود. حدس ما بر این بود تا شب اگر از محاصره بیرون نیایم، همه ما از گرسنگی و تشنگی شهید خواهیم شد.
باران نرم نرم میبارید، بعضی بچهها کلاه آهنی را گذاشته بودند، باران که جمع میشد آب را بین دیگران تقسیم میکردند. هنوز نیم ساعت از در آوردن پوتین حاجی نگذشته بود، یک توپ خورد کنار سنگر ما، گل و لای را برد هوا و ریخت روی سرمان، گل و لای که نشست، دیدم یک پاکت شیر افتاده جلوی ما توی سنگر، شیر پاکتی، سه گوش، از آنهائی که قبلا توی مدرسه به عنوان تغذیه میدادند، برداشتم، نگاهی کردم، دست کشیدم روی پاکت، گل ولای را از روی آن پاک کنم تا ببینم مال کی هست؟
حاج حسین خندید و با بی رمقی گفت: چیه علی جان! داری تاریخ انقضاش را نگاه میکنی؟
خندیدم و گفتم: نه حاجی، دارم همین طور نگاش میکنم، ببینم مال چند سال پیش نباشه.
حاجی گفت: نه علی جان! مال همین چند روز پیشه، بچههای خودمان که اینجا قتل عام شدند. وقتی گفت: مال نیروهای خودماست که قتل عام شدند. گلوی ام خشکید و بغض ام ترکید. پاکت شیر را باز کردم. دادم دست حاج حسین و گفتم: یک جرعه بخور حاجی، تا بتونی حرف بزنی. دیگه حاجی رمقی برات باقی نمانده بخدا، بگیر بخور.
حاج حسین پاکت شیر و گرفت، برد جلوی دهانش، آورد پائین، از دستش گرفتم، گذاشتم جلو دهانش گفتم: یک جرعه بخور حاجی. باید جان بگیری، دست من را هل داد و زد زیر گریه.
گفتم: حاجی تو فرمانده ما هستی، باید زنده بمانی، ببین داره از گلوت خون میآد، باید یک ذره بخوری تا حال بیای. حاج حسین بصیر گفت: من چطور بخورم، بچههای که جلو یک قطره آب ندارند بخورند، علی آقا، من یک پاکت شیر بخورم. این را که گفت، گریه امانش را برید، به خودم لعنت فرستادم، این قدر باعث رنج خاطرش شدم.
هنوز نیم ساعت هم نگذشته بود، دو تا از بچهها داشتند یک مجروح میآوردند. از جلوی ما که رد شدند، رزمنده پانزده شانزده ساله ائی ناله میکرد. تشنه ام، تشنه، آب میخوام خدا، آب آب اّب....
بدجوری زخمی شده بود، حاج حسین پای برهنه توی آن سردی زمین که تا مغز استخوان را میسوزاند، بلند شد. انگار رمقی تازه گرفت، حال آمد. پاکت شیر را گرفت و رفتیم بیرون، مجروع را نگه داشت، صورتش را بوسید. شیر را گذاشت روی دهان مجروع. چند قلپ که خورد، گفتم: حاجی زیاد بهش نده بخوره، خون ریزیاش شدید میشود.
این را که گفتم، پاکت شیر را کشید. صورتش را بوسید. هنوز دو دقیقه نگذشته بود که یک مجروح دیگر آوردن، حاجی شیر را داد به مجروح دومی، با صدای بیسیم من برگشتم داخل سنگر، مرتضی قربانی پشت بیسیم گفت: علی به حاجی بگو، یک راهی پیدا بکنه، بیاد بیرون. داشتم حرف میزدم حاجی آمد گفتم: مرتضی قربانی میگوید: یک راهی پیدا کنید، نیروها را بکشید بیرون.
حاج بصیر گفت: سوال کن از کدام راه، میبینی که ما یک راه داریم. یک پیک با موتور آمد نامردها با چهار لول زدن، یک میانبر هم هست، زیر دید مستقیم دشمن، راهی نیست، از کجا بریم؟
بیسیم را گذاشتم. ظهر بود، نماز را که خواندیم فشار دشمن برای شکستن حلقه ما شدیدتر شد، من و حاجی زخمی شدیم، صد نفری شهید شدند، دیگر چیزی به پایان کارمان نمانده بود، مرتضی قربانی آمد روی خط.
گفت: منتظر باشید ما آمدیم.
تا شب نشده، مرتضی قربانی، همراه، شهید صادق مکتبی، آمدند و محاصره را شکستند.
پيام هاي ديگران () | ۱۳٩۱/٢/۳ - مهدی قجری کناری |لینک به نوشته

همایش مهندسان معماری سراسر مازندران به مناسبت سوم اردیبهشت، زاد روز شیخ بهایی و روز معمار در فریدونکنار برگزار شد.

به گزارش فارس، همایش مهندسان معماری مازندران به مناسبت زاد روز شیخ بهایی و روز معمار در مجتمع شهید رجایی فریدونکنار برگزار شد.
مدیر روابط عمومی سازمان نظام مهندسی ساختمان مازندران در حاشیه برگزاری این همایش با بیان اینکه در این همایش بیش از 3 هزار مهندس معمار از سراسر مازندران حضور دارند، تصریح کرد: سازمان نظام مهندسی ساختمان مازندران حدود 15 هزار عضو دارد که از این تعداد 3 هزار نفر مهندس معماری هستند.
یاسر رضازاده عنوان کرد: این همایش به مناسبت روز معمار برای قدردانی از مهندسان معماری مازندران برگزار شد.
وی اذعان داشت: علاوه بر برنامههای متنوع و شاد، دو سخنرانی در قالب کارگاه آموزشی نیز در نظر گرفته شده است.
مصطفی خاورینژاد رئیس سازمان نظام مهندسی ساختمان مازندران، استاد حائری مازندرانی محقق برجسته معماری کشور از جمله سخنرانان این همایش بودند.
پيام هاي ديگران () | ۱۳٩۱/٢/۳ - مهدی قجری کناری |لینک به نوشته

جنازه نیمه سوخته دختر جوانی در شهرستان فریدونکنار کشف شد.

به گزارش فارس، مردم منطقه پاسداران دوم شهر فریدونکنار در ورودی مسیر مسجد فاطمهالزهرا (س) و بلوار پارک ساحلی لاله با کیسهای در کنار خیابان مواجه شدند.
ساعت 19 عصر دوشنبه مردم محلی با مشکوک شدن به این کیسه سر آن را باز کردند که با جسد نیمه سوخته و صورت سوخته دخترک جوانی روبرو شدند.
با اطلاعرسانی به 110، نیروهای انتظامی در محل حادثه حضور یافتند که هنوز جنازه شناسایی نشده است.
در نخستین مشاهدات به نظر نمیرسد دختر جوان اهل فریدونکنار باشد امام هنوز هیچگونه نظری از سوی منابع انتظامی و رسمی اعلام نشده است.
با ازدیاد جمعیت و در نهایت با تدبیر مسئولان حاضر، آمبولانس حمل جسد شهرداری فریدونکنار به محل حادثه اعزام و جسد نیمه سوخته این دختر به سردخانه بیمارستان امام خمینی (ره) شهرستان روانه شد.
پيام هاي ديگران () | ۱۳٩۱/۱/٢٩ - مهدی قجری کناری |لینک به نوشته

| فرماندار فریدونکنار با اشاره به بندری بودن این شهر گفت: فریدونکنار نیازمند پایانه برنج و ماهی است. | |
|
به گزارش مهر، علی قاسمی ظهر پنجشنبه در جمع مدیران شهرستان افزود: باید در سال تولید ملی با ایجاد شهرک تخصصی ماهی و برنج، فریدونکنار تبدیل به پایانه ماهی و برنج کشور شود و با انجام این مهم و ایجاد اشتغال شاهد ریشه کنی بیکاری خواهیم بود. وی تاکید کرد: امیدواریم با حمایت مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان و اختصاص بودجه برای فریدونکنار در سال حمایت از کار و سرمایه ایرانی شاهد احداث مجتمع فرهنگی و استقرار اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی در این شهرستان باشیم. |
پيام هاي ديگران () | ۱۳٩۱/۱/٢٦ - مهدی قجری کناری |لینک به نوشته

فرماندار فریدونکنار گفت: با توجه به آماده بودن بودجه 2 میلیارد ریالی، هنوز پیمانکاری برای احداث مجتمع فرهنگی هنری در این شهرستان انتخاب نشده است.

به گزارش فارس، علی قاسمی صبح در جمع مدیران دستگاههای اجرایی این شهرستان اظهار داشت: در سال تولید ملی، حمایت از کار و سرمایه ایرانی شهرک صنعتی با هدف تقویت بخش کشاورزی و شیلاتی باید ایجاد شود.
وی با بیان اینکه 9 سرفصل برای جذب بودجه وجود دارد که یکی از آنها به فرماندار مربوط میشود، تصریح کرد: چرا در ایران فقط شاهد اختصاص بودجه از سوی فرماندار هستند.
فرماندار فریدونکنار با اشاره به اینکه سد لاستیکی باید در بهمن سال گذشته تحویل داده میشد، عنوان کرد: این قرارداد 18 ماهه بسته شد که به نظر کارشناسان این یک پروژه شش ماهه بود، ولی تاکنون به اتمام نرسیده و توجیه دستگاه ذیربط پذیرفتنی نیست.
این مسئول با بیان اینکه جذب بودجه تلاش مضاعف میخواهد، گفت: اولویت توسعه شهرستان فریدونکنار، کشاورزی، تسهیلات، گردشگری و صنعت و معدن است.
قاسمی تاکید کرد: برخی از روسای ادارات پیگیر امور نیستند. ما باید مسئولانه کارها را پیگیری کنیم.
وی با بیان اینکه 900 هکتار زمین کشاورزی شرق فریدونکنار به دلیل 20 میلیون تومان در معرض خطر است، تصریح کرد: در بخش کشاورزی در دو سال گذشته بهصورت ویژه کارهای خوبی انجام شد اما کارهای معطل زیاد است.
فرماندار فریدونکنار با تاکید بر اینکه در سند توسعه شهرستان اولویت با کشاورزی است، متذکر شد: در سال تولید ملی باید با تغییر کاربردی زمین 40 هکتاری، مجوز شهرک صنعتی با هدف تقویت بخش کشاورزی و شیلاتی در فریدونکنار داده شود.
این مسئول با بیان اینکه با ایجاد شهرک صنعتی ظرفیت و فرصتسازی برای ایجاد اشتغال میشود، اذعان داشت: باید بازار ماهی از جای فعلی به بازارچه تخصصی ماهی و برنج شهرستان که ایجاد میشود انتقال پیدا کند.
پيام هاي ديگران () | ۱۳٩۱/۱/٢۳ - مهدی قجری کناری |لینک به نوشته

سرود محلی خوشبختی از فریدونکنار نخستین مقام اول فریدونکناریهاست که به مرحله کشوری راه یافته است.

مدیر آموزش و پرورش فریدونکنار در گفتگو با فارس از برتری دانشآموزان این شهرستان در رقابتهای سرود استان مازندران خبر داد.
سید علی محمدی بیان داشت: فریدونکنار مقام نخست گروه سرود بسیج تحت عنوان نغمه عشق را در جشنواره بسیج دانشآموزی استان مازندران به دست آورده است.
وی افزود: این مسابقات با حضور نمایندگان برتر شهرستانهای آمل، میاندرود، گلوگاه، کلاردشت و فریدونکنار به عنوان منتخبان برگزیده استان برگزار شد.
مدیر آموزش و پرورش فریدونکنار ادامه داد: مدرسه شهید خسروی این شهرستان که به عنوان نماینده فریدونکنار در این دوره از مسابقات حضور داشت با کسب مقام نخست در این مسابقات به مرحله کشوری نیز راه یافته است.
این مسئول تصریح کرد: این دوره از مسابقات در باشگاه فرهنگیان شهرستان ساری برگزار شد و فریدونکنار با اجرای سرود محلی «خوشبختی» با آثار برگزیده دیگر به رقابت پرداخت.
مدیر آموزش و پرورش فریدونکنار در پایان اذعان داشت: این نخستین مقام اولی فریدونکنار در بخش سرود در ادوار گذشته است که به مرحله کشوری نیز راه یافته است.
پيام هاي ديگران () | ۱۳٩۱/۱/٢۳ - مهدی قجری کناری |لینک به نوشته

تیم روباتیک پژوهش سرای شهرستان فریدونکنار رتبه اول کشوری در هفتمین دوره مسابقات بین المللی ایران اپن را کسب کرد.
به گزارش سایت این بازیها تیم روباتیک Fast & Smart پژوهش سرای شهرستان فریدونکنار به سرپرستی آقای حسین بابکی پس از کسب رتبه اول در لیگ فوتبال ب سبک وزن، به عنوان نماینده جمهوری اسلامی ایران در مسابقات جهانی 2012 مکزیک شرکت خواهد کرد.
این دوره از مسابقات بین المللی که با حضور تیم های پرقدرت برگزار شد تیم روباتیک دانش آموزی شهرستان فریدونکنار در بین 23 تیم پس از غلبه بر تیم های پرقدرت اصفهان، علامه حلی و فرزانگان تهران عنوان قهرمانی هفتمین دوره این مسابقات را کسب کرد.
پيام هاي ديگران () | ۱۳٩۱/۱/٢۱ - مهدی قجری کناری |لینک به نوشته

| سرپرست اداره حفاظت محیط زیست شهرستان بابلسر و فریدونکنار از پلمپ یک واحد دامداری غیر مجاز در فریدونکنار خبر داد. | |
|
عبدالرضا صادقی در گفتگو با مهر اظهار داشت: با شکایت اهالی و شورای اسلامی روستای حسین آباد فریدونکنار از فعالیت یک واحد دامداری غیر مجاز به دلیل رعایت نکردن موازین زیست محیطی و قرارگیری دامداری در داخل بافت روستا که موجب آلودگی زیست محیطی برای ساکنان منطقه فراهم شده بود جلوگیری به عمل آمد. وی تصریح کرد: پس از اخطار از سوی مراجع قانونی و تمکین نکردن مالک دامداری مبنی بر تعطیلی واحد و انتقال دام به مکان مناسب و مجاز، با دستور مراجع قضایی دامداری پلمپ شد. |
پيام هاي ديگران () | ۱۳٩۱/۱/۱٩ - مهدی قجری کناری |لینک به نوشته

| مدیر جهاد کشاورزی فریدونکنار پیش بینی کرد: امسال در سطح 6 هزار و 524 هکتار از اراضی کشاورزی شهرستان، برنج کشت شود. | |
|
به گزارش مهر، علیرضا غلامی اظهار داشت: سطح کل اراضی شالیزاری فریدونکنار حدود 6 هزار و 524 هکتار بوده که تا کنون 100 درصد شالیزارهای فریدونکنار شخم و شیار شده و در 85 درصد از اراضی، عملیات آب تخت صورت گرفته است. |
پيام هاي ديگران () | ۱۳٩۱/۱/۱٩ - مهدی قجری کناری |لینک به نوشته

سرپرست نمایندگی اداره کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری در فریدونکنار منصوب شد.

به گزارش فارس سید مرتضی حسینی از سوی سیفالله فرزانه به عنوان سرپرست نمایندگی اداره کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری در شهرستان فریدونکنار منصوب شد.
در بخشی از این حکم آمده است: نظر به تعهد و تجربه جنابعالی به موجب این ابلاغ به عنوان «سرپرست نمایندگی این اداره کل در شهرستان فریدونکنار» منصوب میشوید. امید است با توکل به ذات اقدس الهی و هماهنگی لازم با فرماندار شهرستان مذکور و نیز معاونان و مدیران اداره کل برای پیشبرد امور مختلف در حوزههای مرتبط اداری موفق و موید باشید.
شهرستان فریدونکنار دارای چهار متل، دو هتل آپارتمان، دو واحد پذیرایی و یک واحد دفتر خدمات سیاحتی و جهانگردی است.
پيام هاي ديگران () | ۱۳٩۱/۱/۱٤ - مهدی قجری کناری |لینک به نوشته

سرانجام پس از کشمکش های فراوان با تایید نتیجه انتخابات در منطقه بابلسر و فریدونکنار توسط شورای نگهبان، پرونده انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی در این حوزه نیز بسته شد.

گذشته از شایعات و گمانه زنی های فراوان درخصوص چگونگی برگزاری و شمارش آراء و با فروکش کردن تب و تاب مردم و جو سنگین حاکم بر منطقه، به نظر می رسد باید پذیرفت که آقای مقداد نجف نژاد حداقل برای مدت 4 سال آینده نماینده شهرمان خواهد بود.
واقعیت این است که باید بپذیریم بین تخلف و تقلب فاصله ای بسیار است و با تخلفات احتمالی که در هر انتخاباتی ممکن است بروز نماید، نتیجه انتخابات بر نمی گردد و آرای ماخوذه ابطال نمی شود. ضمن اینکه باید پذیرفت که آقای نجف نژاد دیگر یک شخصیت منطقه ای نبوده بلکه دارای جایگاه ملی است و می تواند از ارتباطات احتمالی خود به هر نحو بهره ببرد.
به عقیده نگارنده، در حال حاضر بهترین استراتژی که می تواند تضمین کننده آینده ای روشن تر برای مردم و منطقه باشد، پذیرش و قبول نمایندگی آقای نجف نژاد و همراهی نمودن با اوست چرا که تجربه دوره های گذشته بیانگر آن است که با لج بازی و خصومت، کاری از پیش نخواهد رفت.
در حال حاضر با نگاهی گذرا به دو شهر بابلسر و فریدونکنار به راحتی می توان به تفاوت میان توسعه یافتگی دو شهر همجوار پی برد و این چیزی نیست جزء نتیجه رفتارهای سالهای گذشته ما با نماینده منتخب.
لذا با واقع نگری و نگاهی ژرف به سالهای پیش رو، آنچه که می تواند تصمیمی معقول و منطقی باشد همانا کنار آمدن با فرد منتخب و تلاش در جهت آبادانی شهرمان از طریق جلب نظر و همراهی ایشان است که قطعاً نتیجه حاصله بسیار بهتر از زمانی است که بخواهیم با وی سر ناسازگاری بگذاریم همچنانکه در گذشته بود.
روی سخن دیگر ما با نماینده محترم منطقه بابلسر و فریدونکنار است. آیا نمی توان با پیگیری و به نتیجه رساندن موضوعات و مطالبات مردم فریدونکنار در دوره جدید، راهی برای ورود به دل ساکنان این دیار یافت. آیا واقعا راهی برای خشنود نمودن و همراه کردن مردم فریدونکنار با شما وجود ندارد.
یقیناً آقای نجف نژاد نیز می تواند با بهره گیری از موقعیت منحصر به فرد نمایندگی، ضمن انجام شایسته مسئولیت خطیر خویش، جایگاه خود را استحکام بخشیده و برای دوره های آینده نیز حضور خود را تضمین نماید.
پيام هاي ديگران () | ۱۳٩٠/۱٢/٢۸ - مهدی قجری کناری |لینک به نوشته

به گزارش اداره کل روابط عمومی شورای نگهبان، این شورا طی نامه ای به وزارت کشور اعلام کرد : نظر به برگزاری انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی در مورخ 12/12/1390 و با عنایت به ماده 73 قانون انتخابات، پرونده حوزه انتخابیه بابلسر و فریدونکنار در جلسه شورای نگهبان مطرح و صحت انتخابات این حوزه مورد تایید قرار گرفت.

به این ترتیب پرونده نهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی در این حوزه بسته شد و بیم ها و امیدها پایان یافت.
پيام هاي ديگران () | ۱۳٩٠/۱٢/٢۸ - مهدی قجری کناری |لینک به نوشته

| دبیر کمیته برنامهریزی فریدونکنار گفت: این شهرستان در سند توسعه، ضعف اطلاعاتی دارد. | |
|
به گزارش مهر عباس محسنی در جلسه شورای اداری فریدونکنار اظهار داشت: ضعف اطلاعاتی در شاخصهای توسعه مشکلساز میشود که در این زمینه باید دستگاههای اجرایی با هماهنگی دستگاههای استانی عمل کنند که فریدونکنار نیز در گذشته چون در غالب شهرستان بابلسر دیده میشد دچار مشکل بوده است اما مدیران منطقه باید با پیگیری از بروز زیان برای شهرستان جلوگیری کنند. |
پيام هاي ديگران () | ۱۳٩٠/۱٢/٢٧ - مهدی قجری کناری |لینک به نوشته

فرماندار فریدونکنار با بیان اینکه زیرمیزیها باید کنترل شود، گفت: اعتراض کاندیدای مجلس نهم در انتخابات اخیر از فریدونکنار در حال بررسی است.

به گزارش شمال نیوز، علی قاسمی در جلسه شورای اداری اسفند ماه شهرستان فریدونکنار اظهار داشت: بحث زیرمیزیها به مراکز اقامتی نیز کشیده شده است که باید کنترل شود.
فرماندار فریدونکنار با بیان اینکه موارد مورد نظر امام جمعه در واقع درخواستها و نیازهای مردم منطقه است، ابراز داشت: باید این موارد مورد توجه خاص قرار گیرد.
وی افزود: در انتخابات اخیر با رشد مشارکت 11 درصد مواجه بودیم و به رقم 64 درصد مشارکت رسید.
فرماندار شهرستان فریدونکنار ادامه داد: مواضع نظام سلطه نسبت به جمهوری اسلامی تغییر کرده است و با فضاسازیهای رسانهای گسترده به دنبال تخریب هستند.
قاسمی خاطرنشان کرد: فریدونکنار نیز در حوزه مشارکت مردمی در انتخابات مجلس نهم مقام دوم مازندران را کسب کرد و در روز انتخابات هیچ گزارش شفاهی و کتبی در شهرستان مبنی بر تخلف نداشتیم.
وی تصریح کرد: پس از انتخابات مباحثی در حوزه انتخاباتی ما مطرح شد که سؤال و شبهه آن در مسیر بررسی قانونی قرار دارد.
قاسمی بیان کرد: صندوقهای سیار حساسیت خاصی دارند که قانونگذار وجود آن را بر عهده هیئت اجرایی گذاشته است و با سلایق خاص نمیتوان صندوق سیار ایجاد کرد و حتی مسیرهای تردد آن اعم از بیمارستان، پادگان و دهستان نیز باید تعیین شود و خروج از این مسیر بر مبنای قانون جرم است.
فرماندار فریدونکنار گفت: در اجرای قانون نمیتوان ذائقهای عمل کرد و تعریف صندوقهای ثابت برای رفع شبهات بهترین کار است.
قاسمی اظهار داشت: آقای نانواکناری قانونگرایی را قبل و پس از اجرای انتخابات به اثبات رساندند و در مسیرهای قانونی پیگیر کار خود است.
پيام هاي ديگران () | ۱۳٩٠/۱٢/٢۳ - مهدی قجری کناری |لینک به نوشته

با وجود آن که حدود دو هفته از برگزاری انتخابات گذشته و 11 نماینده استان مازندران در مجلس نهم مشخص شده اند،در برخی حوزه ها از جمله فریدونکنار و بابلسر اوضاع اندکی غیرعادی به نظر می رسد.

در همین راستا در جای جای فریدونکنار پارچه نوشته هایی با امضاهای مختلف نصب شده که شهروندان از شورای نگهبان و متولیان امور، تجدید نظر در نتیجه انتخابات را خواستار شده اند.
در تعدادی از این پارچه نوشته ها آمده:
-شفاف سازی روند انتخابات حق مردم ولایت مدار منطقه است.
-ما خانواده های شهدا و رزمندگان دفاع مقدس خواهان اعزام بازرسان شورای نگهبان برای بررسی انتخابات منطقه هستیم.
-صیانت از رای مردم حفاظت از خون شهدا
-اعضای شورای نگهبان ما هیچ خواسته ای نداریم،جز احقاق حقوق.
گفتنی است انتخابات بابلسر و فریدونکنار در دوره های گذشته نیز چالش برانگیز و حساس بوده است و به قول دوستی به دربی آبی و قرمز می ماند که هر تیمی ببازد ممکن است حوادثی از سوی تماشاگرانش ایجاد شود.
پيام هاي ديگران () | ۱۳٩٠/۱٢/٢٢ - مهدی قجری کناری |لینک به نوشته

| در رقابتهای پاورلیفتینگ مازندران، شهرستان فریدونکنار به قهرمانی رسید. | |
|
به گزارش مهر، این رقابتها که از صبح دیروز جمعه در سالن جهان پهلوان مهدی حاجی زاده جویبار برگزار شد تیمها در ردههای سنی نوجوانان، جوانان، بزرگسالان و پیشکسوتان به رقابت با یکدیگر پرداختند. در این دوره از مسابقات 200 ورزشکار از شهرستانهای مختلف حضور داشتند.
فریدونکنار در ردههای سنی بزرگسالان به مقام قهرمانی و در رده سنی جوانان با امتیاز برابر اما به دلیل یک مدال کمتر به مقام نائب قهرمانی دست یافت.
|
پيام هاي ديگران () | ۱۳٩٠/۱٢/٢٠ - مهدی قجری کناری |لینک به نوشته

| رئیس اداره صنعت، معدن و تجارت فریدونکنار گفت: عرضه کالاهای چینی در نمایشگاه بهاره فریدونکنار ممنوع شد. | |
|
یارعلی ایمانی در گفتگو با مهر با اشاره به ممنوعیت عرضه و فروش کالاهای چینی در نمایشگاهها افزود: تیمهای نظارتی از آغاز به کار نمایشگاه بهصورت مستمر در نمایشگاه حضور دارند. وی افزود: نمایشگاه بهاره تا 24 اسفند در شهرستان فریدونکنار دایر خواهد بود و 30 تن مرغ منجمد تا 15 فروردین با قیمت مصوب در مکانهای مشخص عرضه خواهد شد.
رئیس اداره صنعت، معدن و تجارت فریدونکنار بیان داشت: 120 تن سیب و پرتقال در روزهای پایانی سال با قیمت مصوب در شهرستان فریدونکنار توزیع خواهد شد.
وی اظهار داشت: طرح ویژه نظارتی با همکاری اداره تعزیزات حکومتی و مجمع امور صنفی شهرستان از اول اسفند اجرا شده است.
ایمانی یادآور شد: سهمیه ای که برای روستاها در نظر گرفته شد مازاد بر سهمیه شهرستان بوده و از سوی تعاون روستایی تعیین میشود.
وی با بیان اینکه گشت مشترک با اتحادیه مؤسسات اتومبیل انجام میشود، افزود: لیست واحدهای کشیک تعمیرگاههای مجاز، نانواییها و دیگر واحد برای سرویسدهی در ایام نوروز اعلام میشود.
رئیس اداره صنعت، معدن و تجارت فریدونکنار از جذب تسهیلات برای 13 نفر از بافندگان فرش دست بافت خبر داد و بیان داشت: تلاش بر این است که با همکاری بانک عامل به افراد باقی مانده نیز تسهیلات اعطا شود.
|
پيام هاي ديگران () | ۱۳٩٠/۱٢/٢٠ - مهدی قجری کناری |لینک به نوشته

ولی الله نانوا کناری گفت:نمایندگانم در روز و شب برگزاری انتخابات، تخلفات متعددی از سوی نامزد رقیب در این حوزه مشاهده کردند که خلاف قانون بوده و اعتراض خودم را بدین وسیله نسبت به موضوع های متعدد تسلیم مسئولان برگزاری انتخابات کرده ام/ در هر صورت تابع قانون بوده و خواهم بود و به مردم منطقه توصیه می کنم تا صدور نتیجه بردبار وصبور باشند.

وی طی نامه ارسالی به هیات اجرائی حوزه انتخابیه اش که رونوشت آن به مازندنومه ارسال شد، خاطرنشان کرد: نمایندگانش در روز و شب برگزاری انتخابات، تخلفات متعددی از سوی نامزد رقیبش در این حوزه مشاهده کردند که خلاف قانون بوده و اعتراض خودم را بدین وسیله نسبت به موضوع های متعدد تسلیم مسئولان برگزاری انتخابات کرده ام.
نانواکناری با اشاره به اینکه در قانون راهکارهایی تعبیه شده تا حقی از هیچ نامزدی ضایع نگردد، تصریح کرد: بنده اعتراض کتبی خود را نسبت به بروز تخلفاتی که توسط بسیاری از مردم بابلسر و فریدونکنار رویت شده اعلام داشته ام و برای آن سند و مدرک در دست دارم که به فرمانداری بابلسر، هیات نظارت و شورای نگهبان ارائه خواهم کرد و منتظر پاسخ مسئولین ذیربط در این رابطه خواهیم ماند.
وی در پایان تاکید کرد: در هر صورت تابع قانون بوده و خواهم بود و به مردم منطقه توصیه می کنم تا صدور نتیجه بردبار و صبور باشند.
خاطرنشان می کنیم مقداد نجف نژاد-رقیب اصلی "نانواکناری"-با اختلاف 1183 رای توانست راهی "بهارستان" شود و شهروندان فریدونکناری هم به جهت تخلفات آشکار در تعدادی از حوزه های بابلسر به سلامت نتایج اطمینان ندارند و روز شنبه حدود 3 هزار نفر به مدت 2ساعت خیابان اصلی شهر را باتجمع شان بستند که با حضور نانواکناری که گفته بود: من در مراجع قانونی، پیگیرخواهم بود... متفرق شدند.
پيام هاي ديگران () | ۱۳٩٠/۱٢/۱٦ - مهدی قجری کناری |لینک به نوشته

به گزارش روابط عمومی فرمانداری بابلسر در اجرای ماده 24 قانون انتخابات مجلس شورای اسلامی و ماده 27 آیین نامه اجرایی آن، به اطلاع کلیه اهالی حوزه انتخابیه بابلسر و فریدونکنار می رساند که در انتخابات مجلس شورای اسلامی که در روز جمعه در حوزه انتخابیه بابلسر و فریدونکنار برگزار شد جمع آرای ماخوذه در این حوزه انتخابیه 102233رای بوده که نتایج نهایی آن به شرح ذیل می باشد:

آقای مقداد نجف نژاد فرزند غلام عباس دارای 48388رای
آقای ولی الله نانواکناری فرزند یوسف دارای 47205رای
آقای رجبعلی علیزاده دوغیکلایی فرزند قنبرعلی 3439رای
پيام هاي ديگران () | ۱۳٩٠/۱٢/۱۳ - مهدی قجری کناری |لینک به نوشته

با طی شدن روزهای پر هیاهو و شور و هیجان تبلیغات انتخاباتی، سکوتی بس معنادار حوزه انتخابیه بابلسر و فریدونکنار را در بر گرفته است.

با توجه به رقابت نزدیک دو کاندیدای مطرح منطقه آقایان نجف نژاد و نانوا کناری، پیش بینی رقابتی داغ و نفس گیر از این حوزه دور از ذهن نیست. در حال حاضر گمانه زنی های فراوانی از پیروزی هر یک از این دو کاندیدا از سوی طرفداران این دو طیف به گوش می رسد اما به نظر می رسد تعیین دقیق پیروز این رقابت هیجان انگیز همچنان مشکل و غیرممکن باشد.
آنچه نگارنده معتقد است نزدیکی تعداد آرای هر دو کاندیدا و احتمال پیروزی هر یک با اختلاف نتیجه ای بسیار اندک است. به عقیده شما برنده این رقابت کیست؟
پيام هاي ديگران () | ۱۳٩٠/۱٢/۱۱ - مهدی قجری کناری |لینک به نوشته

نظرسنجی نتایج انتخابات نهمین دوره مجلس در حوزه انتخابیه بابلسر- فریدونکنار اعلام شد.

به گزارش سایت انتخابات مجلس نهم، این نظرسنجی توسط گروهی از دانشجویان دانشگاه مازندران انجام شده است. نتایج این نظرسنجی که در آن 2600 نفراز مردم شهرهای بابلسر، فریدونکنار، کله بست و بهنمیر مورد پرسش قرار گرفته اند، به شرح ذیل می باشد.
|
کاندیدا |
بابلسر |
فریدونکنار |
بهنمیر |
کله بست |
مجموع |
|
رجبعلی علیزاده دوغی کلا |
2.3% |
0.8% |
2.7% |
5.8% |
2.9% |
|
ولی ا... نانواکناری |
19.8% |
79.2% |
38.6% |
41.1% |
44.67% |
|
مقداد نجف نژاد |
43.3% |
8.3% |
34.4% |
34.6% |
30.15% |
|
میزان عدم مشارکت |
34.6% |
11.7% |
24.3% |
18.5% |
22.27% |
شایان ذکر است با در نظر گرفتن شرایط این دوره از انتخابات و حساسیت های انتخاباتی خاص منطقه بابلسر و فریدونکنار و بررسی مقایسه ای با ادوار گذشته، تحلیل کارشناسان حوزه سیاسی- اجتماعی حاکی از آن است، آرای آقای ولی ا... نانوا کناری روند رو به رشدی در روزهای اخیر داشته است.
آیا این بار می توان به نتایج این نظرسنجی ها اعتماد نمود؟ آنچه از تجربه نظرسنجی های دوره گذشته نمایان است نشان دهنده واقعیت های دیگری بود و آقای نجف نژاد توانست در دو روز پایانی به برگزاری انتخابات و با بهره گیری از تجربیات گذشته نتایج را به سود خود تغییر دهد. آیا او این بار نیز موفق به انجام این امر خواهد شد؟
پيام هاي ديگران () | ۱۳٩٠/۱٢/۱۱ - مهدی قجری کناری |لینک به نوشته

هر روز که به انتخابات مجلس نزدیک تر می شویم، حاشیه ها نیز بیشتر و بیشتر شده و اخبار نه چندان مناسبی از حوزه انتخابیه بابلسر و فریدونکنار به گوش می رسد.

آخرین شنیده ها حاکیست که کلیه بنرهای تبلیغاتی آقای نانوا کناری در اقدامی هماهنگ و به نظر برنامه ریزی شده در اولین روز تبلیغات انتخاباتی در منطقه کله بست و پازوار پاره شده و چیزی از آن باقی نمانده است.
از دلیل انجام چنین اقداماتی که بگذریم، آنچه بیشتر خودنمایی می کند هدف عده ای است که با سازماندهی و طراحی قبلی دست به چنین اعمالی می زنند و گویا مشتاقند تا زمینه حاشیه سازی و نهایتاً ایجاد درگیری را فراهم نمایند و به گمان خود از این راه به هدف نهایی پیروزی در انتخابات برسند.
خبر دیگر آنکه تعداد 30 صندوق به صندوقهای رای گیری در شهرستان بابلسر افزوده شده است. این اقدام و همچنین اعلام قبلی مبنی بر عدم برگزاری انتخابات به صورت رایانه ای(علی رغم تاکیدات گذشته مبنی بر فراهم بودن کلیه شرایط برگزاری انتخابات رایانه ای در منطقه)، زمینه های شکل گیری شائبه انجام تقلب حداکثری در انتخابات را فراهم نموده است.
این درحالیست که میزان افراد حائز شرایط رای در شهرستان مشخص بوده و افزایشی در تعداد آنها نسبت به دوره گذشته مشاهده نمی شود. گویا مسئولان برگزاری انتخابات در این حوزه، بدون توجه به حساسیت های موجود در منطقه، قدم در راهی می گذارند که تصور برگزاری انتخاباتی مشکوک و خارج از چارچوب قانون را به اذهان متبادر می سازد.
پيام هاي ديگران () | ۱۳٩٠/۱٢/٦ - مهدی قجری کناری |لینک به نوشته







